ملکا ذکر توگویم که تو پاکی و خدایی

نروم جزبه همان ره که تو ام راهنمایی

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم

همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

 

 صفحه اصلی Home

 

پناه میبرم به خدا از شر شیطان رانده شده

بنام خدا بخشنده مهربان

(پیام خدای مهربان به مردم ایران)

فهرست مطالب

    افسانه_شفاعت

 

 

 افسانه شفاعت

 فهرست مطالب (Top )   

  

 اگر کسي معتقد باشد که فردي بغير از خدا مي تواند براي ما شفاعت کند که گناهان ما بخشيده شود دچارشرک شده است.  خداي متعال در قرآن در آيه هاي متعددي مي فرمايد که کليه شفاعت ها در روز قيامت متعلق به خدا خواهد بود و بجز او شفاعت کننده اي نيست:

[39:44] قل لله الشفعة جميعا له ملك السموت والأرض ثم إليه ترجعون

[39:44] بگو: "تمام شفاعت ها از آن خداست." همه فرمانروايي آسمان ها و زمين متعلق به اوست، سپس شما به سوي او مراجعت خواهيد کرد.

 

[32:4] الله الذي خلق السموت والأرض وما بينهما في ستة أيام ثم استوى على العرش ما لكم من دونه من ولي ولا شفيع أفلا تتذكرون 

[32:4]  خداست که آسمان ها و زمين و آنچه را که ميان آنهاست در شش روز آفريد، سپس اقتدار را به دست گرفت. شما غير از او هيچ مولا و شفاعت کننده اي نداريد. آيا توجه نمي کنيد؟

 

[2:48] واتقوا يوما لا تجزي نفس عن نفس شيءا ولا يقبل منها شفعة ولا يؤخذ منها عدل ولا هم ينصرون

[2:48] آگاه باشيد از روزي که هيچ نفسى نمى تواند براى نفس ديگرى مفيد باشد، نه شفاعتى پذيرفته خواهد شد، نه غرامتى مى توان پرداخت و نه مي توان از کسي مدد گرفت.

 

[2:123] واتقوا يوما لا تجزي نفس عن نفس شيءا ولا يقبل منها عدل ولا تنفعها شفعة ولا هم ينصرون

[2:123] آگاه باشيد از آن روزي كه نه نفسي به نفس ديگري كمك خواهد كرد، نه غرامتي پذيرفته خواهد شد و نه شفاعتي مؤثر خواهد بود و نه به كسي ياري خواهد شد.

 

[2:254] يأيها الذين ءامنوا أنفقوا مما رزقنكم من قبل أن يأتي يوم لا بيع فيه ولا خلة ولا شفعة والكفرون هم الظلمون

[2:254]  اي کساني که ايمان آورده ايد، از آنچه به شما روزي داده ايم انفاق کنيد، پيش از آنکه روزي فرا رسد که در آن نه معامله اي در کار است، نه ارفاقي به سبب خويشاوندى و نه هيچ گونه شفاعتي. کافران بى عدالتى مى كنند.

کساني که معتقدند پيامبران و يا ائمه بنفع شان درروز قيامت شفاعت خواهند کرد تا آنها از جهنم خلاصي يابند و به بهشت روند سخت در اشتباه هستند.  در واقع شفاعت يکي از بزرگترين حيله هاي شيطان رجيم است که بندگان خدارا به شرک سوق دهد.  هيچيک از پيامبران خدا نمي دانند که برامت هايشان بعد از فوت آنها چه گذشته است وچه کسي مستحق شفاعت است.  همانطوري که در قرآن مجيد از طرف عيسي پسرمريم نقل شده است، انبياء بعد از مرگ از سرگذشت امتهاي خود کوچکترين اطلاعي نخواهند داشت: 

[5:117] ما قلت لهم الا ما امرتني به ان اعبدوا الله ربي وربكم وكنت عليهم شهيدا ما دمت فيهم فلما توفيتني كنت انت الرقيب عليهم وانت على كل شيء شهيد

[5:117] من به آنها فقط چيزي را گفتم كه تو به من امر كردي بگويم، كه: "خدا را بپرستيد، پروردگار من و پروردگار شما." من تا زماني كه  با آنها زندگي مي كردم در ميانشان شاهد بودم. هنگامي كه تو به زندگي من در زمين خاتمه دادي، تو بر آنها ناظر بودى. تو بر همه چيز شاهدى.

حتي پيامبران در زمان حيات خود از بسياري از اعمال امت خود بي خبربودند:

 [9:101] وممن حولكم من الاعراب منفقون ومن اهل المدينة مردوا على النفاق لا تعلمهم نحن نعلمهم سنعذبهم مرتين ثم يردون الى عذاب عظيم

[9:101]  در ميان اعراب اطراف شما افرادي منافقان هستند. و نيز در ميان اهالي شهر، کساني هستند که به رياکاري عادت کرده اند. تو آنها را نمي شناسي، ولي ما آنها را مي شناسيم. ما مجازات را برايشان دو چندان خواهيم کرد، سپس آنها به عذابي هولناک دچار خواهند شد.

اگر از کساني که به شفاعت پيامبران و ائمه اعتقاد دارند بپرسيم که مثلا چگونه عيسي و يا محمد براي آنان شفاعت خواهند کرد در صورتي که آنان از عملکرد بندگان خبري ندارند و نمي دانند که چه کسي اعمالش خوب يا بد بوده است، آنان خواهند گفت که خدابه ايشان اطلاع خواهد داد.  تصورکنيد که در روز قيامت فردي مثلا به پيش محمد خواهد رفت و از او شفاعت خواهد طلبيد.  محمد نيز از خدا خواهد پرسيد که آيا اين فرد مستحق شفاعت است يا خير.  خدا جواب خواهد داد که او مستحق شفاعت است.  سپس محمد به خدا خواهد گفت که اين فرد مستحق رفتن به بهشت است!!!  آناني که به اينگونه شفاعت اعتقاد دارند محمد را شريک خدا در قضاوت مي پندارند بلکه بد ترخدا را عملا منشي محمد نموده اند!!  پاک و منزه است خدا از آنچه به او نسبت مي دهند.  آيا اينان قرآن را نمي خوانند و نمي دانند که در روز قيامت شفيعي و دوستي نخواهند داشت که به نفع شان شفاعت کند:

[6:51] وأنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم ليس لهم من دونه ولي ولا شفيع لعلهم يتقون

[6:51] و با اين (قرآن) كساني را كه به محشورشدن نزد پروردگارشان حرمت مي نهند، پند بده- آنها جز او نه مولا و سروري دارند و نه شفاعت كننده اى- باشد كه رستگار شوند.

 

[6:70] وذر الذين اتخذوا دينهم لعبا ولهوا وغرتهم الحيوة الدنيا وذكر به أن تبسل نفس بما كسبت ليس لها من دون الله ولي ولا شفيع وإن تعدل كل عدل لا يؤخذ منها أولئك الذين أبسلوا بما كسبوا لهم شراب من حميم وعذاب أليم بما كانوا يكفرون

[6:70] به كساني كه دين خود را بيهوده مي گيرند و آن را مانند روابط اجتماعي تلقي مي كنند و كاملا مجذوب زندگي اين دنيا شده اند، اعتنا نكن. با اين (قرآن) به آنها تذكر بده، تا مبادا نفسي در نتيجه بدي هايي كه كسب كرده است، رنج ببرد. آن نفس جز خدا نه مولا و سروري دارد و نه شفاعت كننده اي. اگر مي توانست هر گونه غرامتي م بپردازد، پذيرفته نمي شد. آنها از نتيجه اعمال پليد خود رنج مى برند؛ و به سبب كفرشان سزاوار نوشيدني هاي دوزخي و مجازاتي دردناك شده اند.

 

[6:94] ولقد جئتمونا فردى كما خلقنكم أول مرة وتركتم ما خولنكم وراء ظهوركم وما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا لقد تقطع بينكم وضل عنكم ما كنتم تزعمون

[6:94]  "شما تک و تنها نزد ما بازگشته ايد، درست همان گونه که نخستين بار شما را آفريديم، و آنچه را به شما ارزاني داشته بوديم پشت سر نهاديد. شفيعاني را که شريک قرار داديد و ادعا مي کرديد که به شما کمک خواهند کرد، با شما نمي بينيم. تمام پيوندها ميان شما قطع شده است؛ شريكاني كه قرار داديد، شما را ترک کرده اند

 

[26:100] فما لنا من شفعين

[26:100]  ولا صديق حميم

 

[26:101] اكنون نه شفاعت كنندهاي داريم،

[26:101] و نه يك دوست نزديك.

 

[30:12] ويوم تقوم الساعة يبلس المجرمون

[30:13] ولم يكن لهم من شركائهم شفعؤا وكانوا بشركائهم كفرين

[30:12]  در آن روز هنگامي كه آن ساعت فرا رسد، گناهكاران حيرت زده خواهند بود.

[30:13] معبودان آنها هيچ قدرتي نخواهند داشت تا براي آنها شفاعت كنند؛ برعكس، آنها معبودان خود را طرد خواهند كرد.

 

[36:23] ءأتخذ من دونه ءالهة إن يردن الرحمن بضر لا تغن عني شفعتهم شيءا ولا ينقذون

[36:23] آيا در كنار او خداياني قرار دهم؟ اگر آن بخشنده ترين براي من آسيبي بخواهد، شفاعت آنها كوچك ترين كمكي به من نخواهد كرد و آنها نمي توانند مرا نجات دهند.

 

[40:18] وأنذرهم يوم الءازفة إذ القلوب لدى الحناجر كظمين ما للظلمين من حميم ولا شفيع يطاع

[40:18]  به آنها درباره آن روز قطعي هشدار بده، هنگامي كه قلب ها هراسان است و بسياري پشيمان خواهند بود. ستمكاران نه دوستي خواهند داشت و نه شفاعت كننده اي كه از او اطاعت شود.

 [74:48] فما تنفعهم شفعة الشفعين

[74:48] شفاعت شفاعت كنندگان هرگز به آنها كمك نخواهد كرد

از آنجا که قرآن کتابي کامل است در آياتي اشاره به وجود نوعي شفاعت در روز قيامت مي نمايد.  اين نوع شفاعت را هرکسي که در بهشت است براي عزيزان نزديک خود مي نمايد و لزوما مختص انبياء و ائمه نيست.  مثلا ممکن است فردي شفاعت کند که خدايا پدر و يا مادرم را به بهشت داخل فرما. ولي حتي اين نو ع شفاعت نيز بي فايده است.  زيرا تنها کساني که مستحق رفتن به بهشت باشند برطبق دستور خداي متعال به بهشت خواهند رفت.  در واقع کساني که  شفاعت مي کنند با يد شفاعتشان مطابق قوانين خدا بوده گفتارشان با خواست الهي مطابقت کند:

[19:87] لا يملكون الشفعة إلا من اتخذ عند الرحمن عهدا

[19:87] هيچ كس قدرت شفاعت نخواهد داشت، به جز كساني كه مطابق قوانين بخشنده ترين باشند.

 

[20:109] يومئذ لا تنفع الشفعة إلا من أذن له الرحمن ورضي له قولا

[20:109] در آن روز، شفاعت سودي نخواهد داشت، مگر براي کساني که  بخشنده ترين به آنها اجازه داده باشد و گفتارشان با خواست او مطابقت کند.

 

[21:28] يعلم ما بين أيديهم وما خلفهم ولا يشفعون إلا لمن ارتضى وهم من خشيته مشفقون

[21:28]  او آينده و گذشته آنها را مي داند. آنها شفاعت نمي كنند، مگر براي كساني كه قبلا مورد قبول او واقع شده باشند و آنها نگران خودشان هستند.

 

[43:86] ولا يملك الذين يدعون من دونه الشفعة إلا من شهد بالحق وهم يعلمون

[43:86] هيچ يك از كساني كه در كنار او در حد پرستش قرار مي دهند، هيچ قدرتي براي شفاعت كردن ندارند، مگر آنكه شفاعت آنها با حقيقت مطابقت كند و آنها كاملا مي دانند.

 

[53:26] وكم من ملك في السموت لا تغني شفعتهم شيءا إلا من بعد أن يأذن الله لمن يشاء ويرضى

[53:26] حتي فرشتگان نيز در آسمان اجازه شفاعت ندارند. تنها كساني از جانب خدا مجاز هستند كه بر طبق خواست او و موافقت او عمل كنند.

بنابراين اينطورنيست که کسي دراين دنيا گناه کند باميد اينکه پيامبراسلام و يا ائمه براي او در روز قيامت شفاعت خواهند کرد و او را به بهشت برين خواهند برد.  شفاعتي درآن دنيا نخواهد بود مگرآن شفاعتي که بحق بوده و مطابق قوانين الهي باشد. حتي پيامبران خدا نيز نخواهند توانست نزديکترين کسان خود را که مستحق دوزخ اند نجات دهند.  ابراهيم که دوست خدا بود نتوانست پدرخود را نجات دهد و مجبورشد اورا طرد نمايد:

[9:113] ما كان للنبي والذين ءامنوا أن يستغفروا للمشركين ولو كانوا أولي قربى من بعد ما تبين لهم أنهم أصحب الجحيمژ   

[9:113]  پيامبر و کساني که ايمان آورده اند نبايد براي مشرکان طلب آمرزش کنند، پس از آنکه برايشان روشن شد که سرانجام آنها دوزخ است، حتي اگر از نزديک ترين خويشاوندانشان باشند.

 

[9:114] وما كان استغفار إبرهيم لأبيه إلا عن موعدة وعدها إياه فلما تبين له أنه عدو لله تبرأ منه إن إبرهيم لأوه حليم

[9:114] ابراهيم تنها به اين دليل براي پدرش طلب آمرزش كرد كه به او قول داده بود، اين كار را بكند. ولي به محض آنكه متوجه شد كه او دشمن خداست، او را طرد كرد. ابراهيم بيش از اندازه مهربان و باگذشت بود.

همچنين نوح پيامبر نتوانست فرزند خود را نجات دهد:

[11:45] ونادى نوح ربه فقال رب إن ابني من أهلي وإن وعدك الحق وأنت أحكم الحكمين

[11:46] قال ينوح إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صلح فلا تسءلن ما ليس لك به علم إني أعظك أن تكون من الجهلين

[11:45] نوح به پروردگار خود التماس كرد: "پروردگار من، پسرم عضوي از خانواده من است و وعده تو حق است. تو حكيم ترين حكيمان هستي."

[11:46]  او گفت: "اي نوح، او از خانواده تو نيست. اين پرهيزكارانه نيست كه تو از من چيزي را بخواهي كه نمي داني. من تو را پند مي دهم تا مبادا مانند نادانان باشي."

آيه زير بازهم حجتي بسيارروشن است که شفاعت افسانه اي بيش نيست و شيطان رجيم اين دام هولناک را براي انحراف مردم و کشاندشان بشرک گسترده است:

[9:80] استغفر لهم أو لا تستغفر لهم إن تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله لهم ذلك بأنهم كفروا بالله ورسوله والله لا يهدي القوم الفسقين

[9:80]  خواه براي آنها طلب بخشش كني، يا طلب بخشش نكنى- حتي اگر هفتاد مرتبه برايشان طلب بخشش كنى- خدا آنها را نخواهد بخشيد. به دليل آنكه آنها به خدا و رسولش ايمان نمي آورند. خدا مردم پليد را هدايت نمي كند.

اي مردم بياييد و به اين نکته خوب توجه کنيد،‌ چطورممکن است که وقتي انبياء الهي نمي توانند درمورد پدران ويا فرزاندان گناهکارشان شفاعت کنند براي کساني که نسلها بعد از آنها در روي زمين زيسته اند و هيچ دانشي درمورد عملکرد آنها ندارند شفاعت کنند!!!  درواقع انبياء و ائمه هيچ قدرتي ندارند که بخود و يا به ديگران نفعي و يا ضرري برسانند وهمچنين آنهاعلم غيب نمي دانند، فقط آنچه خدا بخواهد تحقق مي يابد:

[10:49] قل لا أملك لنفسي ضرا ولا نفعا إلا ما شاء الله لكل أمة أجل إذا جاء أجلهم فلا يستءخرون ساعة ولا يستقدمون

[10:49]  بگو: "من هيچ قدرتي ندارم كه به خود نفع يا ضرري برسانم؛ فقط آنچه خدا بخواهد، تحقق مي يابد." هر جامعهاي مدت عمر معيني دارد. هنگامي كه اجلشان فرا رسد، نمى توانند آن را يك ساعت به عقب يا جلو بيندازند.

 

[72:21] قل إني لا أملك لكم ضرا ولا رشدا

[72:21] بگو: "من هيچ قدرتي ندارم تا به شما ضرري برسانم و يا اينكه شما را ارشاد كنم."

 

[7:188] قل لا أملك لنفسي نفعا ولا ضرا إلا ما شاء الله ولو كنت أعلم الغيب لاستكثرت من الخير وما مسني السوء إن أنا إلا نذير وبشير لقوم يؤمنون

[7:188]  بگو: "من هيچ قدرتى بر نفع و ضرر خود ندارم. فقط آنچه خدا بخواهد، براى من پيش مى آيد. اگر از آينده خبر داشتم، به ثروت خود مى افزودم و هيچ آسيبى به من نمى رسيد. من هشداردهنده اى بيش نيستم و حامل خبرهاى خوب براى آنان كه ايمان دارند."

 

[13:16] قل من رب السموت والأرض قل الله قل أفاتخذتم من دونه أولياء لا يملكون لأنفسهم نفعا ولا ضرا قل هل يستوي الأعمى والبصير أم هل تستوي الظلمت والنور أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشبه الخلق عليهم قل الله خلق كل شيء وهو الوحد القهر

[13:16] بگو: "چه كسي پروردگار آسمانها و زمين است؟" بگو: "خدا." بگو: "پس چرا غير از او مولاياني قرار مي دهيد كه قدرتي ندارند كه حتي به خودشان نفع يا ضرري برسانند؟" بگو: "آيا كور مانند بيناست؟ آيا تاريكي مانند روشنايي است؟" آيا غير از خدا معبوداني را يافتهاند كه مخلوقاتي نظير مخلوقات او آفريدند، تا جايي كه نتوان دو خلقت را از هم تشخيص داد؟ بگو: "خدا خالق همه چيز است و اوست واحد، بلندمرتبه."

 

[25:3] واتخذوا من دونه ءالهة لا يخلقون شيءا وهم يخلقون ولا يملكون لأنفسهم ضرا ولا نفعا ولا يملكون موتا ولا حيوة ولا نشورا

[25:3] با اين همه، آنها خداياني در كنار او قرار مي دهند كه هيچ چيز خلق نمي كنند- خود آنها خلق شدهاند- و قدرتي ندارند كه حتي به خودشان ضرر يا منفعتي برسانند و هيچ قدرتي در كنترل مرگ و حيات يا رستاخيز ندارند.

 

[10:18] ويعبدون من دون الله ما لا يضرهم ولا ينفعهم ويقولون هؤلاء شفعؤنا عند الله قل أتنبءون الله بما لا يعلم في السموت ولا في الأرض سبحنه وتعلى عما يشركون

[10:18]  آنها در کنار خدا معبوداني را عبادت مي كنند كه قدرتي ندارند که به آها نفع يا ضرري برسانند و مي گويند: "اينان شفيعان ما نزد خدا هستند!" بگو: "آيا خدا را از چيزي باخبر مي كنيد كه او در آسمان ها يا زمين نمي داند؟" تجليل او را. او بلندمرتبه ترين است؛ بسيار بالاتر از آنكه به شريكي نياز داشته باشد.

 

حمد و سپاس خدایی را سزاست که پروردگان عالمیان است.

 

فهرست مطالب (Top )